حس بویایی را دست کم نگیرید

حس بویایی را دست‌کم نگیرید
وقتی صحبت از حس بویایی به میان می‌آید ناخودآگاه ذهنمان متوجه حس قوی بویایی در سگ‌ها می‌شود. درست است که سگ‌ها از حس بویایی قوی‌ای برخوردارند، اما به اعتقاد محققان حس بویایی انسان دست‌کمی از سگ ندارد. مطالعات جدید نشان داده‌اند بینی انسان یک سیستم بسیار حساس است که عملکرد ‌آن به میزان قابل‌توجهی در زندگی روزانه موثر است.

بوهای مختلف بدون آن که بدانید روی خلق، رفتار و انتخاب‌های شما نقش دارند. از طرف دیگر بوی بدن شما هیجان‌های درونی همانند ترس یا ناراحتی را آشکار می‌کند. برخی بر این باورند که حس بویایی انسان در مقایسه با سایر پستانداران از اهمیت چندانی برخوردار نیست. اگر شما هم چنین باوری دارید حتما این مطلب را تا پایان بخوانید.

حس بویایی انسان، فراتر از انتظار

اولین بار ضعیف بودن حس بویایی در انسان آنجا مطرح شد که دانشمندان با مقایسه ناحیه بویایی مغز پستانداران مشاهده کردند برخی از آنها مانند سگ از ناحیه بویایی پیشرفته‌تری برخوردارند. بعدها این نظریه توسط مطالعات ژنتیک قوت گرفت. آنها دریافتند بیشتر پستانداران ژن‌هایی برای حدودا هزار گیرنده بویایی دارند در حالی که بیشتر این ژن‌ها در انسان فعال نمی‌شوند و بینی ما فقط 400 نوع گیرنده دارد. با این وجود این یافته‌ها نباید باعث گمراهی ما شوند چرا که تصویربرداری‌های جدید مغزی نشان داده‌‌اند قسمت بیشتری از مغز نسبت به آنچه در گذشته تصور می‌شد به بویایی اختصاص دارد. علاوه بر آن، بینی و مغز انسان به طرز ویژه‌ای با یکدیگر در ارتباطند و هر گروه از گیرنده‌ها با نواحی عصبی وسیع‌تری نسبت به سایر پستانداران مرتبط هستند که این موضوع، مشکل کم بودن گیرنده‌ها را تا حدودی برطرف می‌کند. این خصوصیات باعث می‌شوند بینی انسان از حساسیت و قابلیت افتراق قابل قبولی برای بوهای مختلف برخوردار باشد.

در یک آزمایش، وقتی محیط رستوران با بوی پرتقال یا نعنا معطر شد،‌ مشتریان لذت بیشتری از محیط و موسیقی زنده بردند. در آزمایش‌های بعدی دیده شد مواد معطر، نواحی‌ای از مغز که با احساسات مرتبطند را تحریک می‌کنند و باعث می‌شوند افراد به جای تصمیم‌های منطقی، احساسی‌تر قضاوت کنند. مواد معطر باعث جلب توجه سیستم بینایی نیز می‌شود و ممکن است بر حافظه نیز نقش داشته باشد.

از طرف دیگر حس بویایی می‌تواند به ما کمک کند تا از احساسات اطرافیان باخبر شویم. البته این نظریه هنوز جای بحث دارد، اما برخی معتقدند می‌توان احساس ترس را از طریق بوی عرق شناسایی کرد.

یادآوری خاطرات

بوها باعث فراخوانی حافظه می‌شوند، اما این باور که بوها باعث به یاد آوردن جزئیات بیشتری از یک فرد یا مکان نسبت به سایر حواس می‌شوند، اشتباه است. در واقع حافظه‌ای که فراخوانی می‌شود خیلی دقیق و با جزئیات زیاد همراه نیست، اما از احساسات بیشتری برخوردار است. این مساله، عجیب نخواهد بود اگر بدانید برخی از نواحی مغز، هم مسوول احساسات و هم بویایی هستند. به همین دلیل رابطه قوی میان احساسات و حافظه وجود دارد.

جالب اینجاست که رابطه بین یک بوی خاص و حافظه همراه با آن وقتی قوی‌تر است که آن بو، ناخوشایند باشد. همچنین وقتی برای اولین بار با ماده معطری برخورد می‌کنیم پاسخ قوی‌تری در مغز (نسبت به برخوردهای بعدی با آن ماده)‌ برانگیخته می‌شود. این اتفاقی است که در سایر حواس رخ نمی‌دهد.

ترس را بو بکشید

موش‌های صحرایی می‌توانند احساس ترس را از طریق بو به دیگری منتقل کنند. این مساله باعث می‌شود وقتی موشی را در کنار موش دیگری که به تازگی با عامل استرس‌زا و ترس‌آور برخورد داشته است قرار دهیم او نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد و هراسناک می‌شود. برای آزمایش این نظریه در انسان‌ها، دانشمندان نمونه‌های عرق افرادی که برای اولین بار با چتر از هواپیما پریده بودند را جمع‌آوری کردند. وقتی آنها نمونه‌ها را در تماس با افراد دیگر قرار دادند و مغز آنها را به کمک تصویربرداری مطالعه کردند، متوجه شدند، ناحیه‌ای از مغز که هنگام احساسات فعال است و آمیگدال نام دارد در این گروه فعال می‌شود، اما نمونه‌های عرق همان افراد هنگام دویدن روی تردمیل چنین اثری نداشت.

در آزمایش بعدی، دانشمندان سعی کردند دریابند که آیا استشمام عرق‌ترس می‌تواند روی واکنش افراد نسبت به حالات مختلف (شامل عصبانی، مبهم و طبیعی)‌ اثر داشته باشد یا نه؟ در حالت معمول، توجه ما نسبت به چهره عصبانی بیشتر است چرا که باعث ترس می‌شود، اما پس از استشمام عرق‌ترس میزان توجه داوطلبان نسبت به هر 3 چهره یکسان بود. دانشمندان نتیجه گرفتند استشمام عرق‌ترس باعث می‌شود تا مغز روی چیزهایی که قبلا به آنها توجه نمی‌کرده، متمرکز شود.

بوی ترس می‌تواند یکی از چند پیام بویایی باشد که از بدن انسان ساتع می‌شود. نکته جالب توجه در مورد آزمایش‌های انجام گرفته این است که تعداد اندکی از داوطلبان از قرارگیری در معرض بو آگاه بودند، با این وجود رفتار آنها تحت تاثیر بو قرار گرفت.

حالا این سوال پیش می‌آید که چرا بیشتر ما توجه کمتری نسبت به بوهای اطرافمان داریم مگر آن که با بوی زننده‌ای مواجه شویم؟ برای این سوال دو جواب مطرح شده است؛ اول این که بینی ما برای پیدا کردن منبع بو طراحی نشده است. این نکته باعث افتراق حس بویایی از بینایی و شنوایی می‌شود. براساس یک تئوری، ما وقتی از حضور چیزی باخبر می‌شویم که مغز روی یک مکان خاص تمرکز کند و جزئیاتی مانند یک چهره آشنا را از آن مکان انتخاب کند. در مورد بویایی چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و به همین علت است که از یک ترکیب با چند بوی مختلف فقط می‌توانیم چهار بو را تمیز دهیم.

علت دوم منقطع بودن عمل بوییدن است. به علت وجود بازدم، عمل بوییدن به صورت مداوم انجام نمی‌گیرد، چراکه هنگام بازدم نمی‌توانیم بویی را حس کنیم. این حالت منقطع باعث می‌شود تا بینی ما برخی از بوها را از دست بدهد و نتواند ما را از برخی بوهای جدید آگاه کند. هرچند گاهی به طور غیرارادی نسبت به این بوها از خود واکنش نشان می‌دهیم.

حس بویایی خود را تقویت کنیم

راه‌های مختلفی برای بالا بردن توانایی‌های بویایی وجود دارند. همه ما می‌توانیم سیستم‌ بویایی خود را آموزش دهیم تا عملکرد بهتری از قبل داشته باشد. عطارهای باتجربه می‌توانند بوهای بیشتری را شناسایی کنند. آنها این قابلیت را با تمرین‌های طولانی کسب کرده‌اند. آنها نواحی مغزی طبقه‌بندی شده‌تری برای بویایی دارند که به آنها کمک می‌کند تا بوها را بهتر از دیگران مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. در آزمایشی دانشمندان سعی کردند قدرت بویایی 32 داوطلب را بهبود بخشند. آنها چشم‌ها و گوش‌های داوطلبان را بستند و از آنها خواستند تا در وضعیت چهار دست و پا قرار گیرند و از راه بویایی، مسیر روغن معطری را دنبال کنند. در ابتدا آنها به سختی مسیر را دنبال می‌کردند، اما پس از 3 هفته، دقت آنها در پیدا کردن مسیر افزایش چشمگیری داشت. اگر بخواهید کاملا به حس بویایی بی‌توجهی کنید، هیچ وقت نمی‌توانید از این حقیقت فرار کنید که پشت صحنه، بینی شما مشغول کار کردن است تا شما همانی باشید که هستید.

/ 0 نظر / 167 بازدید